A website developed by artists http://wedontbackthejuiceman.tumblr.com/
(Pathway to Democracy)
A website developed by artists http://wedontbackthejuiceman.tumblr.com/
If you happen to pass by Vancouver Art Gallery at Georgia, you will get a feeling you had never had in this city where some people believed is dead comparing to New York, Paris, Toronto and other big cities.
First day of occupation, the free kitchen consisted of just a table, now it is a giant tent serving free vegetarian and vegan food made by the volunteers with the ingredients sent enormously by generous and caring people.
Occupy World


گزارش از اشغال وال استریت در نیویورک سیتی
مهین میلانی
The banks got bailed out, we got sold out
If I am fucked up, who is going to bail me out?
Leave the banks; we will take care of everything
این جنبش نوین است زیرا تکیه دارد بر اساسی ترین وجوه مشکلات موجود جهان
در سایت
می دانی که حس غریبی تو را به آنجا کشانده است در میان گرداب چه کنم هایی که در بسیاری از مقاطع زندگی گریبانت را می گیرد. اما این حس غریب اگر به جذابیت و کشش یونیورس (جهان) اعتقاد داشته باشی در من چندان غریب نیست چرا که وقتی طلب می شوی بی طرح و برنامه ی قبلی بلیط هواپیما و قطار و اتوبوس خود به خود مهیا می شود. با این حس غریب وقتی که در ونکوور کانادا احساس می کنی همه چیز در دنیا به هم ریخته است و چیزی نمانده که بتوان به آن تآسی جست امید بست و بی امنیتی حسی است که از نگاه و چهره ی هر رهگذری در تو جاری می شود و به طور دائم سئوالی در وجودت می جوشد که دنیا را چه می شود، خود را در نیویورک شهر یگانه در تمام کره ی زمین می یابی
از ایستگاه 34 خط شماره یک مترو در نیویورک سیتی وقتی پایت را در خیابان برادوی می گذاری زندگی جاری در یک شهر واقعی در خون تو نیز به غلیان می افتد. سیاهیِ جمعیتِ روانِ بی وقفه اولین پدیده ایست که نظرت را جلب می کند. همگان شتاب زده پیش می روند. چراغ که قرمز می شود سیل 200-300 نفری جمعیت عرض خیابان را در مانهاتاین طی می کند. مردم منتطر نمی مانند که چراغ قرمز شود. اگر اتومبیلی در راه نباشد آنقدر ها بیکار نیستند که معطل بمانند. اتوبوس ها دوبله پارک می کنند. نیمی از بدنه ی آن در خط اول و نیمی در خط دوم پارک شده است
خیابان برادوی یک برادوی واقعی است. هرچه به جنوب می روی شلوغ تر و شلوغ تر می شود وخیابان های موازی وعمود به آن نیز به همین ترتیب. در پائینِ همه ی آسمان خراش هایی که در همه جای شهر سر به آسمانند، در پائینِ همه ی ساختمان ها، بر خیابان را مغازه ها سرتاسر گرفته اند
برای اولین بار در این اقامت دوم خود در خارج از کشور هوس خیابان های تهران را می کنم. ساختار این شهر در مانهاتاین بسیار به شهر تهران شباهت دارد. یکی از علل آن به احتمال جمعیت 10-11 میلیونی هر دو شهر است
و نیویورک سیتی به پاریس نیز شباهت دارد وقتی در پیاده رو های وسیع برخی خیابان ها مردم پشت میز مشغول غذا خوردن هستند؛ و هم چنین نوازندگان در ایستگاه های اصلی مترو در هر دو شهر که زندگی و شور و نوا وغم و زنده بودن همه را با هم با تو در می آمیزند. در نیویورک سیتی آوازه خوانی گروهی و ارکستراسیون و نوای نیرومند ساکسیفون، همه توسط سیاه پوستان، فقط جنبش است و جنبش. دوست داری توی متروها و خیابان ها بمانی. هیچ گاه احساس تنهائی و انزوا به تو دست نمی دهد
جنب و جوش و زنده بودن شهر به شهر دریائی استانبول نیز شبیه است. در میدان مقصودلو در استانبول صدای موسیقی تا صبح شنیده می شود. و من حالا در این شهر، تهران و پاریس و استانبول و مانهاتایان و گرینویچ ویلیج و هارلم و به یک کلام "نیویورک سیتی" را همه در یک جا دارم. احساس می کنم این شهر مال من است، اینجا جاییست که سال ها پیش از این می بایست به آن کوچ کرده باشم
جنب و جوش مردم واقعی است. خیابان گرانویل ونکوور را اغلب توریست ها و مهاجرین تازه وارد تشکیل می دهند. آمده اند برای تما شا و برای وقت گذرانی. در خیابان های نیویورک سیتی جمعیت در حرکت است برای انجام کاری. و این زندگی جاری در مرکز مالی مانهاتان، وال استریت، به صورت جنبشی بسیار نوین در تاریخ آمریکا، بخشأ حاصل و نتیجه ی روح زنده در مردم، تجلی می یابد. ده سال از بحران مالی موجود می گذرد. بحران های دوره ای در گذشته پس از یکی دو سال به سر آمده اند و زندگی اقتصادی به حرکت خود ادامه داده است اما حالا راه حلی برای مشکلات مردم پیدا نمی شود
ناخودآگاه پیاده خیابان برادوی را تا این محل طی کرده ام. بس که همه جا جماعت روانند در آغاز متوجه گردهم آئی معترضین نمی شوم. تا اینکه صدای رسای دخترکی ریزه اندام از بلند گو که برای جماعت اطراف خود سخنرانی می کند توجه مرا جلب می کند. در بخشی از میدان شعارها را نوشته و روی زمین کنار هم گداشته اند. در هر گوشه ی میدان و پارک رختخوابی روی زمین پهن است. میزهای دراز و باریک آشپزخانه ی جمعی، میز کمک های اولیه، میز رسانه و روزنامه ی جدیدالتأسیس وال استریت
"آستین "در وب سایت

19 juin 2010-
Palais de Luxembourg, Paris.
Introduction par Didier Idjadi (Jalal)
1er intervenant: 
Pierre Villard, Président du Mouvement de la paix, Partenaire des Parlementaires pour la Non prolifération Nucléaire et le Désarmement et Mayors for Peace. Thème : "Le TNP et son avenir".
l’histoire du traite de
non-proliferation.
L’iran l’a signe avec les premiers, en 1970. L’israel, Pakistan et l’Inde ne l’ont pas signe.
Depuis, il y a meme plus de pays qui ont acqui l’arme nucleaire.
Il parait donc que la traite n’a eu aucun effet, pourtant, depuis son existence, 4 pays dont l’Afrique du Sud on renonce a la bombe, meme s’ils possedaient la technologie necessaire. Aussi, plusieurs d’autres qui etaient en train d’acquerir cette technologie, y ont renoncé.
En consequence, il y a eu plus de pays qui y ont renonce, que ceux qui l’ont acuis. Ceci est un resultat de TNP (Traite de Non Proliferation)
Les defaillances du traite:Article 6: trop ambigue. Des expressions comme “bonne foi” et des controls a des “dates rapproche” qui peuvent etre interprete de plusieurs manieres.
Il y a eu une convention presenté a UN (New york) en Mai 2010 qui proposait de “commencer a discuter pour eliminer la bombe. 144 pays ont signe cette convention. Iran: a signe. France, Etats unis, Russie: Non.
La quesiton maintenant ne doit pas etre “est-ce qu’on elimine la bombe?”, mais “quand?”
2eme Intervenant:
Bernard Ravenel,
Co-fondateur du Comité pour le désarmement nucléaire de l’Europe, ancien président du Mouvement pour le désarmement, la paix et la liberté (MDPL). Thème : La prolifération nucléaire au Moyen Orient : le duo Israël- Iran.
L’histoire
des armes nucléaires
La proliferation (multiplication d’arme nucleaire) se fait de 2 manieres:
Cause contribuante a la proliferation horizontal:
l’affaiblissement du militaire american. Nous allons d’un monde uni-polaire domine militairement par les Etats-Unis, a un phenomene mondiale qui met a l’avant le pouvoir regional.
C.F. Tom Segev (historien Israelien): “Il faudrait reecrire toute l’histoire Israelienne a partir de l’histoire de la bombe Israelienne” Ceci est juste pour toute histoire.
Ce que veut maintenant faire l’Iran, c’est acquerir, ce qu’on appelle “la puissance egalisatrice nucleaire”, c’est-a-dire s’égaliser aux puissances nucleaires qui l’entourent: Israel et Etats-Unis.
3 dates importantes:
Personne ne croyait que ca pourrait marcher. Les americains ont donc dit “allez-y”
Du coup, E-U ont denigre la proposition qu’ils avaient eu-meme encourage recemment.
Resultat: tout le monde s’est installe dans son role habituel et comfortable.
Les seuls que ca arrange pas,
c’est le peuple iranien qui souffre.
بلند پروازی های هسته ای ایران